ماهها پيش كه تقريباً تمام اوقات ممكن را با شنيدن صداي نامجو و شجريان ميگذراندم اين جمله كه آخرين پستم در سال گذشته بود نظرم را جلب كرد:
بس نكته، غير حسن، ببايد كه تا كسي، مقبول طبع مردم صاحب نظر شود!
جالب بود كه پيش از آن، با آن همه شنيدن مكرر ، اين جمله را اين طور تعبير نكرده بودم كه؛
اصلا اين مردم اهل نظر چه كساني هستند و اصلاً چه لزومي دارد كه ما مقبول طبعشان بيفتيم يانه؟
در قسمت اول چرا نشود اين طور نتيجه گيري كرد كه چيزهايي بجز حسن (نيكويي) لازم است؟ يعني هرچيزي آري ،مگر حسن!
در كل، مثلا اگر تعريف يك بزهكار از نيك و بد چيزي جز اخلاقيات متعارف باشد و مردم صاحب نظر هم همان رفقاي ... خودش باشند و محدوده ي انسان هاي كوته فكر اطرافش ، تكليف مشخص است!
عجب حكايت جالبي دارد اين هرمنوتيك!
"...اقتدارگرایی با سلطه ی توتالیتر فرق دارد، زیرا اقتدارگرایی،آزادی را محدود می سازد، در حالی که توتالیتاریسم در پی الغای آزادی است.
...عامل تکان دهنده در پیروزی توتالیتاریسم همان بی خویشتنی هواداران این جنبش است .
هدف جنبش های توتالیتر سازمان دادن به توده هاست نه سازمان دادن به طبقات ، چنان که احزاب طبقاتی و قدیمی دولت های ملی اروپایی در نظر داشتند."
... معیار تمیز توده های عصر جدید از توده های اعصار پیش, از دست رفتن ایمان به روز قیامت است.در نتیجه توده های جدید به هر چه وعده ی بهشت ساخته ی دست انسان بدهد جذب می شوند.
دروغ های باورکردنی رشته ی پیوند جنبش و سازمان توتالیتر است ؛ وقتی دروغ گویی در مقیاسی عظیم و سازمان یافته بر حیات جامعه ای مسلط می شود، خطر ظهور دولت توتالیتر پدید می آید ]رهبران توتالیتر می توانند[ برای پشتیبانی از دروغ هایشان، توده ها را به صورت واحدی جمعی و با شکوه سازمان دهند .
در رژیم های توتالیتر، ابعاد عظیم جنایت، اثبات بی گناهی قاتلان را از طریق دروغگویی آسان تر میکند و باور گفته های راست قربانیان را دشوارتر میکند.
رهبران توتاليتر نه بازيگران بي رحم بازي قدرت اند و نه انسانهايي در پي مصالح شخصي يا حزبي يا ملي ؛بلكه صرفاً در بند جهان افسانه هاي ايدئولوژيك خودند . دشمن تراشي لازمه ي سرزندگي جنبش توتاليتر است. يهوديان و لهستاني ها، كولاك ها و تاتارها به ترتيب دشمنان عيني نازيسم و استالينيسم تلقي مي شدند؛ يعني دشمناني كه شخصاً بي گناه بودند، ولي در زمره ي گروه هايي بودند كه به حكم تاريخ دشمن جنبش به شمار مي رفتند.
... از سوي ديگر ، توتاليتاريسم مي كوشد كل تنوعات انساني را از ميان بردارد و انسان را به قالب فكري واحدي محدود كند. ايجاد هراس مهم ترين وسيله ي رسيدن به چنين هدفي است.
...
پيگيري روزشمار وقايع تلخ اخير، در صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران ، خنده دار يا بهتر بگويم گريه دار بود! تراژيك بود، تراژدي بود.
پس از شنبه ۲۳/ ۳/۸۸ ؛
۱. سياست سكوت در قبال زد و خوردهاي تهران در پيش گرفته شد.
۲. سر و صداي برخورد نظاميان با مردم بلندتر از آن بود كه سكوت ادامه پيدا كند، پس پاي اغتشاشگران وسط كشيده شد!
۳. طبق معمول جستجوي رد پاي دشمن آغاز شد و باز هم همه چيز زير سر بريتانيا (استعمار پير)بود! حداد عادل در مصاحبه با سيما، شبكه ي BBC را رسماً به بهاييان نسبت داد.
۴. در برابر نظريه ي كودتاي مخملي در كشور، مسئولان نظام حركات اعتراض آميز مردم را نوعي انقلاب مخملينِِ ناكام، تلقي كردند!
۵. براي رسيدن بينندگان سيما به سطح مطلوبي از باورپذيري،شاهد از غيب رسيد و سه تا جوان به ظاهر لاابالي جلوي دوربين رسانه ملي(!) از ارتباط با منافقان مستقر در انگليس گفتند!
ظاهراً ضبط قسمتهاي خاصي از صداي زهره (رابط آنان) براي چنين روزي لازم مي نمود!!! مهم نيست كه اين جوانهاي معتاد اغتشاشگر، شكنجه شده بودند يا پول گرفته بودند، باور من و شماي بيننده كافي بود و لازم!
۶. سخنان رهبر در نمازجمعه ي 30 خرداد به عنوان "فصل الخطاب" بازتاب پيدا كرد.
هر چند خيلي از ما متوجه شديم كه بر خلاف نگاه خوشبينانه مان ، رفتارهاي هميشگي رهبر، نه از سر سادگي و بي كفايتي و كم اطلاعي، بلكه سياست او نيز در انحصار داشتن قدرت بوده و ديگر هيچ...
۷. پس از يك هفته از كشته شدن خانم ندا آقاسلطان و سكوت صدا وسيما، تلويزيون براي اولين بار در يكي از بخش هاي خبري ، از مرگ مشكوك او ،اصابت گلوله از پشت و مربوط نبودن نوع گلوله با سلاحهاي نيروي انتظامي ايران مي گويد و اضافه مي كند كه وي را از مدتها پيش زير نظر داشته اند! و جاي سوال است كه چطور از جان دادن او فيلم دقيقي گرفته شده است!
ظاهرا يك هفته فرصت فكري لازم بود تا ببيند از اين فاجعه ي يك از هزار كه بد سر و صدا به پاكرده چطور ميشود سوء استفاده كرد!
ازين رو، طبق فرمول نظام، هيچ بعيد نميبينم كه در روزهاي آتي روزشمار به اين ترتيب ادامه پيدا كند؛
۸. نامزد خانم آقا سلطان، پشت دوربين سيما از جزئيات برنامه ي سازمان مربوطش،براي اغفال ندا ميگويد!
۹. فيلمبردار صحنه ي جان دادن ندا، از همكاري با شبكه ي BBC ميگويد!
۱۰. سه نفر ديگر به عنوان رابط منافقين و دست داشتن در طراحي قتل ندا اعتراف ميكنند!
۱۱. عاملين قتل ندا اعتراف ميكنند كه اين سناريو از مدتها پيش طراحي شده بود و ندا به عنوان يكي از اعضاي باند، كاملاً اغفال شده بوده است!و...
با اين اوصاف به خودم حق ميدهم كه وقتي جواني از طرف راديو جوان در خيابان به من، به عنوان يك جوان، پيشنهاد مصاحبه ميدهد ،برآشوبم و به تندي از لازمه ي تحريم رسانه ي ملي بگويم!
جمعه 22 خرداد ماه 1388 روز بدي بود ! آخرين روزي كه دولت، ما را "مردم شريف ايران" خطاب كرد!
از آن پس همه ي ما منافقيم، آشوبگريم ، ارذل و اوباشيم ، خس و خاشاكيم از چراغ قرمز ،رد شده ايم و ياغي شده ايم!
اكنون ريختن خونمان حلال تر از شير مادر است.
چه زن باشيم، چه مرد ،چه كهن سال و چه خردسال... اين چماق عدالت است و امتيازات تصادفي را در نظر نمي گيرد!
جمعه ۳۰خرداد ۱۳۸۸ روز بدتري بود! از آن روز رسماً اعلام شد كه ؛
به پشتيباني اين دولت در دهان ملت خواهند زد! "ملت" كه نه ، ملت پيش از اين، منافقق پس از آن !
۳۰ سال زمان لازم بود كه شعار روح ا...خميني وارونه شود: از انقلاب شكوهمند بهمن57 ، تا كودتاي حماقت بار و خونين خرداد۸۸!
انَا لله و انا اليه راجعون...
شايد براي جمعه ي ديگر صفت تفضيلي مناسبي پيدا نكنم! و نميخواهم كه پيدا كنم.